☂♥دنیای من♥☂

☂♥کلبه کوچک من♥☂

مرده‌ام؛ این نفس تازه من فلسفه دارد

 

روی پا بودن این برج ‌کهن فلسفه دارد
 

 

سنگ این است که من فکر کنم «قسمتم این بود»

 

تیشه بر سر زدن «سنگ شکن» فلسفه دارد
 

 

دوستی با تو میسر که نشد نقشه کشیدم

 

با رفیقان شما دوست شدن فلسفه دارد

 

گفته بودند که در شهر شبی دیده شدی، حیف...

 

و همین «حیف» خودش مطمئنا فلسفه دارد
 

 

آمدی بر سر قبرم، نشد از قبر در آیم

 

تازه فهمیده‌ام این بند کفن فلسفه دارد
 
 
 
کاظم بهمنی
نوشته شده در پنجشنبه ششم دی ۱۳۹۷ساعت 1:56 توسط ☂♥ム乃乃ム丂♥☂|


آخرين مطالب
» به لطف عشق . . .
» نشد . . .
» با شما همه چیز زیباتر است . . .
» من را ببخش . . .
» شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت . . .
» به عشق من به دستانت شک کن . . .
» 
» لحظه‌های تو بی من چطور می‌گذرد؟ . . .
» راستش را بخواهید، ما هیچ نیستیم . . .
» خدای شکر که این عمر جاودانی نیست . . .

 Design By : Pichak