☂♥دنیای من♥☂

☂♥کلبه کوچک من♥☂

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توست
عشق بازی کن که وقت عشق بازی های توست

چشم خون، حال پریشان، قلب غمگین، جان مست
کودکم! دستم پر از اسباب بازی های توست

تا دل مشتاق من محتاج عاشق بودن است
دلبری کردن یکی از بی نیازی های توست

قصّه ی شیرین نیفتاده است هرگز اتفاق
هرچه هست ای عشق از افسانه سازی های توست

میهمان خسته ای داری در آغوشش بگیر
امشب ای آتش، شب مهمان نوازی های توست


فاضل نظری

 

نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۸ساعت 19:52 توسط ☂♥ム乃乃ム丂♥☂|


آخرين مطالب
» به لطف عشق . . .
» نشد . . .
» با شما همه چیز زیباتر است . . .
» من را ببخش . . .
» شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت . . .
» به عشق من به دستانت شک کن . . .
» 
» لحظه‌های تو بی من چطور می‌گذرد؟ . . .
» راستش را بخواهید، ما هیچ نیستیم . . .
» خدای شکر که این عمر جاودانی نیست . . .

 Design By : Pichak